1
00:00:31,280 --> 00:00:32,810
‫یک، دو، یک.

2
00:00:34,690 --> 00:00:36,220
‫یک، دو، یک.

3
00:00:38,240 --> 00:00:39,750
‫یک، دو، یک.

4
00:00:40,960 --> 00:00:43,330
‫یک، دو، سه، چهار.

5
00:00:43,510 --> 00:00:46,220
‫یک، دو، سه، چهار.

6
00:00:46,220 --> 00:00:47,940
‫یک، دو، یک.

7
00:00:47,940 --> 00:00:50,220
‫یک، دو، سه، چهار.

8
00:00:51,610 --> 00:00:53,220
‫مـ-من واقعاً باورم نمی‌شه.

9
00:00:53,580 --> 00:00:57,000
‫این شبه‌نظامی‌ها اصلاً بدک نیستن.

10
00:00:57,810 --> 00:01:00,720
‫«تبر آهنی» خ-خیلی کاربلده.

11
00:01:03,860 --> 00:01:04,550
‫برایان.

12
00:01:04,550 --> 00:01:05,210
‫هان؟

13
00:01:06,090 --> 00:01:10,750
‫فـ-فکر کنم... تو هم باید
‫بـ-بری تو گروه شبه‌نظامی‌ها.

14
00:01:10,750 --> 00:01:12,220
‫چـ-چی گفتی؟

15
00:01:12,220 --> 00:01:14,380
‫تـ-تو خیلی ماهری.

16
00:01:14,380 --> 00:01:17,200
‫شـ-شمشیرزنی و اسب‌سواریت حرف نداره.

17
00:01:17,200 --> 00:01:20,410
‫مطمئنم اگه بری تو شبه‌نظامی‌ها،

18
00:01:20,410 --> 00:01:22,220
‫دست‌کمی از تبر آهنی نخواهی داشت.

19
00:01:22,570 --> 00:01:25,440
‫مـ-من باور دارم با این مهارت‌هایی که داری،

20
00:01:25,440 --> 00:01:28,700
‫قـ-قطعاً می‌تونی نظر
‫شاهزاده رو جلب کنی.

21
00:01:29,850 --> 00:01:33,700
‫مـ-مگه همیشه آرزو نداشتی
‫یه شوالیه بشی؟

22
00:01:33,700 --> 00:01:37,310
‫فکر کنم این یه فـ-فرصت عالیه.

23
00:01:37,310 --> 00:01:39,720
‫به نظر میاد اعلیحضرت، شاهزاده چهارم،

24
00:01:39,720 --> 00:01:42,300
‫آدمیه که بشه بهش اعتماد کرد.

25
00:01:42,850 --> 00:01:46,360
‫پس... پس بیا دوتایی بریم تو شبه‌نظامی‌ها،

26
00:01:46,360 --> 00:01:48,810
‫و بعد با هم شوالیه‌های
‫اعلیحضرت بشیم.

27
00:01:50,730 --> 00:01:52,540
‫مـ-من که نمی‌تونم.

28
00:01:53,910 --> 00:01:56,790
‫من همین‌جوری که هستم خوبم.

29
00:01:58,050 --> 00:02:02,610
‫همین که بتونم با تو از
‫اینجا محافظت کنم، برام کافیه.

30
00:02:05,000 --> 00:02:06,940
‫بیا بریم گشت‌زنی.

31
00:04:18,390 --> 00:04:21,020
‫یـ-یا اینکه اول تو برو.

32
00:04:21,020 --> 00:04:22,830
‫من چند روز دیگه هم تمرین می‌کنم.

33
00:04:23,800 --> 00:04:25,290
‫یه کم اعتماد به نفس داشته باش پسر.

34
00:04:42,930 --> 00:04:45,670
‫شماها چرا نخوابیدین؟

35
00:04:45,670 --> 00:04:46,840
‫قضیه چیه؟

36
00:04:46,840 --> 00:04:49,680
‫کاپیتان، باید در مورد یه چیزی حرف بزنیم.

37
00:04:49,680 --> 00:04:52,000
‫یه کار نون‌ و آب‌دار برات سراغ دارم.

38
00:04:52,000 --> 00:04:54,890
‫دوست داری شوالیه بشی؟

39
00:04:55,280 --> 00:04:56,860
‫شـ-شوالیه؟

40
00:04:57,330 --> 00:04:59,130
‫عموی منو که می‌شناسی، نه؟

41
00:04:59,130 --> 00:05:01,280
‫یکی از آدمای مورد اعتماد دوکه.

42
00:05:01,280 --> 00:05:03,810
‫شخصاً این مأموریت رو به من سپرده.

43
00:05:04,150 --> 00:05:07,190
‫می‌گه شاهزاده چهارم
‫به دوک بی‌احترامی کرده.

44
00:05:07,190 --> 00:05:09,310
‫و دوک هم حسابی از دستش شاکیه.

45
00:05:10,300 --> 00:05:14,500
‫می‌خواد به شاهزاده چهارم بفهمونه که
‫حاکم واقعی منطقه غربی کیه.

46
00:05:14,500 --> 00:05:18,310
‫نـ-نکنه نقشه ترور کشیدین؟

47
00:05:18,310 --> 00:05:20,000
‫مگه مغز خر خوردیم؟

48
00:05:20,000 --> 00:05:21,970
‫هر چی باشه اون یه شاهزاده‌ست.

49
00:05:21,970 --> 00:05:25,550
‫اگه بکشیمش، پای
‫دوک هم گیر می‌افته.

50
00:05:25,550 --> 00:05:28,310
‫بهت که گفتم، کار خیلی خوبیه.

51
00:05:28,900 --> 00:05:33,580
‫به نظرت الان مهم‌ترین چیز
‫برای شاهزاده چهارم چیه؟

52
00:05:33,580 --> 00:05:35,350
‫غذا.

53
00:05:35,350 --> 00:05:38,640
‫اگه غذا نداشته باشه، چاره‌ای نداره
‫جز اینکه برگرده به دژ.

54
00:05:39,150 --> 00:05:40,390
‫منظورت اینه که...

55
00:05:40,640 --> 00:05:43,950
‫دوک قول داده که اگه
‫انبارهای غذا رو آتیش بزنیم،

56
00:05:43,950 --> 00:05:49,120
‫به ما مقام شوالیه‌گری و
‫زمین‌های شرق دژ رو می‌ده.

57
00:05:49,120 --> 00:05:51,390
‫این یه فرصت طلاییه، کاپیتان.

58
00:05:51,390 --> 00:05:52,400
‫نظرت چیه؟

59
00:05:52,400 --> 00:05:54,530
‫عـ-عمراً! اعلیحضرت گفتن

60
00:05:54,530 --> 00:05:59,130
‫امسال «ماه‌های اهریمن» ممکنه
‫چهار ماه طول بکشه.

61
00:05:59,130 --> 00:06:01,540
‫اگه غذاها رو آتیش بزنید،

62
00:06:01,540 --> 00:06:02,890
‫مردم چی بخورن؟

63
00:06:03,300 --> 00:06:07,160
‫یـ-یادتون رفته دو سال پیش
‫چه اتفاقی افتاد؟

64
00:06:07,960 --> 00:06:09,340
‫به درک!

65
00:06:09,340 --> 00:06:11,360
‫ما که اهل شهر مرزی نیستیم.

66
00:06:11,360 --> 00:06:14,450
‫به محض اینکه انبارها سوخت، می‌ریم
‫تو دژ یه زندگی راحت برای خودمون می‌سازیم.

67
00:06:14,450 --> 00:06:18,750
‫دقیقاً. دلت می‌خواد تا آخر عمرت
‫تو این خراب‌شده پس‌مونده بخوری؟

68
00:06:20,900 --> 00:06:24,450
‫اما غذاها تو قلعه‌ی شاهزاده‌ست.

69
00:06:24,450 --> 00:06:27,060
‫آخه چطوری می‌خواین برین اون تو؟

70
00:06:27,420 --> 00:06:29,770
‫برای همین ازت می‌خوام باهامون بیای.

71
00:06:29,770 --> 00:06:31,440
‫یادمه می‌گفتی که

72
00:06:31,440 --> 00:06:34,420
‫یه چاه متروکه تو
‫دره‌ی پشت کوه هست،

73
00:06:34,420 --> 00:06:37,060
‫که به آبراه‌های زیر قلعه راه داره.

74
00:06:37,060 --> 00:06:41,520
‫می‌شه از اونجا بی‌سروصدا
‫به باغ‌های قلعه رسید.

75
00:06:41,930 --> 00:06:44,520
‫مگه وقتی بچه بودی از توش رد نمی‌شدی؟

76
00:06:44,520 --> 00:06:47,010
‫چی می‌گی؟ این کارو برام بکن،

77
00:06:47,010 --> 00:06:49,470
‫تا تو هم شوالیه بشی.

78
00:06:49,470 --> 00:06:53,270
‫اونم شوالیه‌ای که شخصاً
‫توسط خود دوک مقام می‌گیره.

79
00:06:53,620 --> 00:06:56,270
‫شـ-شماها دیوونه شدین.

80
00:06:57,150 --> 00:07:00,830
‫شوالیه‌ها باید در برابر
‫بی‌عدالتی بجنگن.

81
00:07:00,830 --> 00:07:04,270
‫نباید تسلیم ظلم بشن،
‫بلکه باید از ضعیف‌ها دفاع کنن.

82
00:07:04,270 --> 00:07:08,460
‫کسایی که مردم عادی رو فدای
‫کینه‌های شخصی‌شون می‌کنن،

83
00:07:08,460 --> 00:07:10,300
‫لیاقت شوالیه شدن رو ندارن!

84
00:07:12,720 --> 00:07:15,270
‫نمی‌ذارم دست به همچین کاری بزنید.

85
00:07:16,200 --> 00:07:18,140
‫برایان، ما...

86
00:07:27,810 --> 00:07:29,850
‫گری‌هوند! گری‌هوند!

87
00:07:31,200 --> 00:07:32,610
‫گری‌هوند!

88
00:07:34,600 --> 00:07:36,810
‫حالا دیگه می‌دونی باید چیکار کنی، مگه نه؟

89
00:07:37,830 --> 00:07:40,400
‫بریم، کاپیتان.

90
00:07:47,010 --> 00:07:50,090
‫اسم من گری... گری‌هونده.

91
00:07:52,240 --> 00:07:55,550
‫منم با تو اومدم تو تیم گشت‌زنی.

92
00:07:57,200 --> 00:08:00,600
‫برایان، منم برای کاپیتانی انتخاب شدم.

93
00:08:00,920 --> 00:08:03,740
‫بیا با هم بریم برج دیده‌بانی رو روشن کنیم.

94
00:08:05,890 --> 00:08:08,680
‫من باور دارم با این مهارت‌هایی که داری،

95
00:08:08,680 --> 00:08:11,710
‫قـ-قطعاً می‌تونی نظر
‫شاهزاده رو جلب کنی.

96
00:08:13,030 --> 00:08:17,810
‫مـ-مگه همیشه آرزو نداشتی
‫یه شوالیه بشی؟

97
00:08:17,810 --> 00:08:22,440
‫همین که بتونم با تو از
‫اینجا محافظت کنم، برام کافیه.

98
00:08:48,450 --> 00:08:49,810
‫این دیگه چه کوفتیه؟

99
00:08:51,090 --> 00:08:52,490
‫به ما چه؟

100
00:08:52,490 --> 00:08:54,030
‫ماتت نبره. راه بیفت.

101
00:09:13,500 --> 00:09:14,830
‫بیا دیگه، بجنب.

102
00:09:16,010 --> 00:09:17,100
‫مگه قبلاً اینجا نیومدی؟

103
00:09:17,450 --> 00:09:18,640
‫انبار کجاست؟

104
00:09:18,640 --> 00:09:20,210
‫از اون در روبه‌رو می‌ری،

105
00:09:20,210 --> 00:09:21,920
‫می‌پیچی، می‌رسی به آشپزخونه.

106
00:09:21,920 --> 00:09:24,930
‫انبار باید دقیقاً
‫زیر آشپزخونه باشه.

107
00:09:26,120 --> 00:09:28,210
‫حواست باشه، دست از پا خطا نکنی.

108
00:09:28,210 --> 00:09:29,010
‫حرکت کن!

109
00:10:05,310 --> 00:10:06,250
‫لعنتی!

110
00:10:16,620 --> 00:10:18,020
‫از جونت سیر شدی؟

111
00:10:45,460 --> 00:10:48,270
‫پس بیا دوتایی بریم تو شبه‌نظامی‌ها،

112
00:10:48,270 --> 00:10:51,120
‫و بعد با هم شوالیه‌های
‫اعلیحضرت بشیم.

113
00:10:59,770 --> 00:11:02,560
‫گری‌هوند، می‌خوام انتقامت رو بگیرم!

114
00:11:13,430 --> 00:11:15,360
‫تو جزو گشت‌زنی نیستی.

115
00:11:15,360 --> 00:11:16,430
‫کی هستی؟

116
00:11:20,240 --> 00:11:22,430
‫لرد وایپر!

117
00:11:23,000 --> 00:11:24,430
‫ممنون که به دادمون رسیدی!

118
00:11:24,780 --> 00:11:27,740
‫بی‌عرضه‌ها. این‌همه آدمید
‫پس یه نفر برنمیاین.

119
00:11:27,740 --> 00:11:29,290
‫مجبورم خودم دست به کار بشم.

120
00:11:29,890 --> 00:11:34,650
‫پس تو وایپری، شوالیه‌ی معروف
‫دژ لانگ‌سانگ.

121
00:11:35,340 --> 00:11:37,070
‫دوک رایان فرستادتت.

122
00:11:37,070 --> 00:11:39,640
‫دقیقاً.
‫و تو هم قراره همین‌جا بمیری،

123
00:11:40,140 --> 00:11:42,600
‫به عنوان سپر بلایی که
‫انبار غذا رو به آتیش کشید.

124
00:11:47,520 --> 00:11:49,970
‫نمی‌ذارم نقشه‌تون عملی بشه.

125
00:12:02,860 --> 00:12:03,740
‫یه لحظه صبر کنید!

126
00:12:04,520 --> 00:12:06,850
‫لرد وایپر، بذارید من کارشو تموم کنم.

127
00:12:06,850 --> 00:12:09,180
‫می‌خوام تقاص این زخمی که بهم زد رو پس بده.

128
00:12:12,480 --> 00:12:13,930
‫زود تمومش کن.

129
00:12:13,930 --> 00:12:15,700
‫مأموریت اصلی‌مون رو فراموش نکن.

130
00:12:15,700 --> 00:12:16,520
‫چشم، قربان.

131
00:12:19,520 --> 00:12:22,520
‫بهم اعتماد کن، با زجر و عذاب می‌میری.

132
00:12:23,520 --> 00:12:25,520
‫منو ببخش، گری‌هوند.

133
00:12:26,180 --> 00:12:28,410
‫نه تونستم شوالیه بشم،

134
00:12:29,060 --> 00:12:31,960
‫نه تونستم انتقامت رو بگیرم.

135
00:12:36,990 --> 00:12:40,110
‫هی. این‌طوری سروصدا راه انداختن
‫تو خونه‌ی یکی دیگه

136
00:12:40,110 --> 00:12:41,560
‫اصلاً کار قشنگی نیست، مگه نه؟

137
00:12:41,560 --> 00:12:42,500
‫کی اونجاست؟

138
00:12:52,680 --> 00:12:53,520
‫ها؟

139
00:12:59,850 --> 00:13:01,850
‫موش‌هایی که از تو جوب دراومدین،

140
00:13:02,580 --> 00:13:07,330
‫پنجه‌های کثیفتون رو...
‫از روی ماهی‌های خشکم بکشید کنار.

141
00:13:22,530 --> 00:13:23,430
‫به هوش اومدی.

142
00:13:24,810 --> 00:13:26,570
‫ا-اعلیحضرت.

143
00:13:27,100 --> 00:13:28,190
‫هی، تکون نخور.

144
00:13:28,190 --> 00:13:29,820
‫زخم‌هات هنوز کاملاً خوب نشدن.

145
00:13:30,490 --> 00:13:32,740
‫اعلیحضرت، من...

146
00:13:34,210 --> 00:13:36,350
‫من می‌دونم چیکار کردی، برایان.

147
00:13:39,350 --> 00:13:41,770
‫تو غذای شهر مرزی رو نجات دادی.

148
00:13:41,770 --> 00:13:43,350
‫تو قهرمان شهر مرزی هستی.

149
00:13:44,270 --> 00:13:46,350
‫به نمایندگی از تمام مردم شهر مرزی،

150
00:13:47,140 --> 00:13:48,490
‫ازت ممنونم.

151
00:13:50,770 --> 00:13:53,420
‫ا-اعلیحضرت، نه.

152
00:13:54,020 --> 00:13:55,770
‫دوست من گری‌هوند،

153
00:13:56,270 --> 00:13:58,290
‫اون قهرمان...

154
00:13:59,420 --> 00:14:00,350
‫واقعیه.

155
00:14:01,010 --> 00:14:02,180
‫می‌فهمم.

156
00:14:02,180 --> 00:14:05,210
‫کیلز مده، که به «اسکارفیس» معروفه،

157
00:14:05,210 --> 00:14:07,390
‫به محض اینکه پاش رسید به اتاق شکنجه، اعتراف کرد.

158
00:14:07,700 --> 00:14:11,390
‫نگران نباش. برای گری‌هوند یه مراسم تدفین
‫در شأن و مقامش برگزار می‌شه.

159
00:14:12,520 --> 00:14:15,540
‫منم حواسم به خانواده‌اش هست
‫و بهشون رسیدگی می‌کنم.

160
00:14:16,150 --> 00:14:18,210
‫دیگه لازم نیست نگران
‫خرج و مخارج زندگیشون باشن.

161
00:14:19,010 --> 00:14:21,390
‫ممنونم، اعلیحضرت.

162
00:14:23,970 --> 00:14:26,640
‫اعلیحضرت، اسکارفیس چی شد؟

163
00:14:27,330 --> 00:14:28,310
‫هنوز زنده‌ست.

164
00:14:28,840 --> 00:14:30,780
‫ما دو نفر رو زنده دستگیر کردیم.

165
00:14:30,780 --> 00:14:32,030
‫یکیشون اسکارفیسه،

166
00:14:32,600 --> 00:14:35,140
‫و اون یکی هم شوالیه‌ایه
‫از دژ لانگ‌سانگ.

167
00:14:35,140 --> 00:14:36,520
‫جفتشون اعتراف کردن.

168
00:14:37,890 --> 00:14:39,220
‫فعلاً خوب استراحت کن.

169
00:14:39,750 --> 00:14:41,810
‫به نام ویمبلدون بهت قول می‌دم که

170
00:14:41,810 --> 00:14:44,390
‫مجرم‌ها به سزای
‫عملشون می‌رسن.

171
00:14:45,200 --> 00:14:48,520
‫من از قبل به بقیه گفتم که
‫وظایف گشت‌زنی رو به عهده بگیرن.

172
00:14:48,520 --> 00:14:50,440
‫بعد از ماه‌های اهریمن،

173
00:14:50,440 --> 00:14:52,040
‫برات یه مراسم شوالیه‌گری می‌گیرم.

174
00:14:52,040 --> 00:14:55,220
‫ا-اعلیحضرت، منظورتون اینه که...

175
00:14:55,620 --> 00:14:57,190
‫بله، برایان.

176
00:14:58,520 --> 00:15:00,210
‫تو شوالیه‌ی من خواهی شد.

177
00:15:03,960 --> 00:15:06,560
‫شما الان گفتید که
‫مجرم‌ها رو مجازات می‌کنید.

178
00:15:06,560 --> 00:15:09,190
‫اما، شاید به این راحتی‌ها هم نباشه.

179
00:15:09,930 --> 00:15:11,240
‫مشکل چیه، باروف؟

180
00:15:11,240 --> 00:15:16,010
‫این قضیه قطعاً به دوک رایان
‫از دژ لانگ‌سانگ ربط داره.

181
00:15:16,010 --> 00:15:19,840
‫اون مردی که دستش قطع شده
‫یکی از شوالیه‌های دوک رایانه،

182
00:15:19,840 --> 00:15:21,350
‫که به وایپر معروفه.

183
00:15:21,680 --> 00:15:23,920
‫و اون یارو که اسمش کیلزه،

184
00:15:23,920 --> 00:15:25,680
‫با اینکه یه آدم عادیه،

185
00:15:25,680 --> 00:15:29,010
‫اما عموی دورش بارون بوریسه.

186
00:15:29,010 --> 00:15:31,830
‫پس بالاخره یه وصله‌ای
‫به اشراف‌زاده‌ها داره.

187
00:15:31,830 --> 00:15:34,080
‫تلاش مشترک اونا برای آتیش زدن غذاها

188
00:15:34,080 --> 00:15:36,560
‫حتماً به دستور دوک رایان بوده.

189
00:15:37,540 --> 00:15:41,290
‫اون آدما به قلعه‌ی شما نفوذ کردن
‫و قصد داشتن غذاها رو بسوزونن.

190
00:15:41,290 --> 00:15:43,880
‫طبق قانون، باید اعدام بشن.

191
00:15:43,880 --> 00:15:48,320
‫اما، چه شوالیه‌ی دژ باشن
‫چه فامیل بارون،

192
00:15:48,320 --> 00:15:51,350
‫می‌تونن با پول، جون خودشون
‫رو بخرن و از مجازات فرار کنن.

193
00:15:51,350 --> 00:15:54,660
‫و اگه واقعاً دوک فرستادَتِشون،

194
00:15:54,660 --> 00:15:57,440
‫مسلماً دوک هم دست روی دست
‫نمی‌ذاره و تماشا نمی‌کنه.

195
00:15:57,440 --> 00:15:58,540
‫پیشنهاد تو چیه؟

196
00:15:58,540 --> 00:16:01,770
‫به نظر من، باید دست نگه داریم و ببینیم چی می‌شه.

197
00:16:02,090 --> 00:16:03,760
‫مأموریتشون شکست خورد.

198
00:16:03,760 --> 00:16:06,670
‫باید خیلی زود از سمت دژ
‫حرکتی ببینیم.

199
00:16:06,670 --> 00:16:09,000
‫اعلیحضرت، بارون بوریس
‫درخواست ملاقات دارن.

200
00:16:11,940 --> 00:16:15,780
‫کارتر، برو به نانا بگو
‫زخم‌های برایان رو درمان کنه.

201
00:16:16,370 --> 00:16:17,550
‫بی‌سروصدا انجامش بده.

202
00:16:18,100 --> 00:16:19,390
‫چشم، اعلیحضرت.

203
00:16:33,530 --> 00:16:35,140
‫درود بر شما، اعلیحضرت.

204
00:16:35,430 --> 00:16:38,200
‫چی باعث شده بیاین اینجا؟

205
00:16:44,220 --> 00:16:45,140
‫بگو بشنوم.

206
00:16:45,820 --> 00:16:51,140
‫اعلیحضرت، من به نمایندگی از برادرزاده‌ام،
‫به خاطر جسارتی که به شما کرده عذرخواهی می‌کنم.

207
00:16:51,440 --> 00:16:52,640
‫برادرزاده‌ات؟

208
00:16:53,250 --> 00:16:54,720
‫بله، اعلیحضرت.

209
00:16:54,720 --> 00:16:56,870
‫کیلز برادرزاده‌ی دور منه.

210
00:16:56,870 --> 00:16:59,640
‫اون همیشه یه نگهبان
‫وظیفه‌شناس و باوجدان بوده.

211
00:16:59,640 --> 00:17:01,040
‫شنیدم که عقلش رو از دست داده.

212
00:17:01,040 --> 00:17:03,070
‫اون فقط دستورات کاپیتانش رو اجرا کرده،

213
00:17:03,070 --> 00:17:06,140
‫یواشکی رفته تو قلعه‌تون
‫و یه حماقت بزرگ کرده.

214
00:17:06,140 --> 00:17:08,940
‫وقتی برگردم، حتماً
‫به شدت مجازاتش می‌کنیم.

215
00:17:11,360 --> 00:17:13,470
‫تو این چند روز یه مقدار
‫سکه‌ی طلا گیرم اومده.

216
00:17:13,470 --> 00:17:17,100
‫اینا رو به عنوان غرامت
‫تقدیم شما می‌کنم، اعلیحضرت.

217
00:17:17,100 --> 00:17:21,100
‫همین‌طور شنیدم که یه شوالیه هم
‫باهاش دستگیر شده.

218
00:17:21,680 --> 00:17:24,770
‫این شوالیه، کاپیتان
‫گارد شخصی دوکه.

219
00:17:24,770 --> 00:17:28,430
‫نمی‌دونم چطوری پاش
‫به این ماجرا کشیده شده.

220
00:17:28,430 --> 00:17:32,300
‫اگه امکانش هست، دلم می‌خواد
‫از طرف اونم غرامت بدم.

221
00:17:32,300 --> 00:17:33,930
‫این پنجاه تا سکه‌ی طلا.

222
00:17:34,350 --> 00:17:37,300
‫از اعلیحضرت تقاضای بخشش دارم.

223
00:17:39,400 --> 00:17:41,070
‫منظورت اینه که

224
00:17:41,070 --> 00:17:44,550
‫این نقشه‌ی ترور،
‫زیر سر دوک رایان بوده؟

225
00:17:47,190 --> 00:17:49,190
‫نه، نه، نه، نه.

226
00:17:49,190 --> 00:17:51,210
‫دوک رایان اصلاً از این قضیه خبر نداشته.

227
00:17:51,210 --> 00:17:51,980
‫واقعاً؟

228
00:17:52,430 --> 00:17:55,500
‫پس یعنی کل این
‫ماجرا، کار خودسرانه‌ی

229
00:17:55,500 --> 00:17:57,680
‫کاپیتان گارد
‫شخصی دوک بوده.

230
00:17:58,860 --> 00:18:02,180
‫بـ-بله. دوک به خانواده‌ی
‫سلطنتی گری‌کسل وفاداره

231
00:18:02,180 --> 00:18:04,680
‫و هیچ‌وقت اجازه‌ی همچین کاری رو نمی‌ده.

232
00:18:10,310 --> 00:18:12,830
‫من ترجیح می‌دم به وفاداری دوک ایمان داشته باشم،

233
00:18:13,390 --> 00:18:15,680
‫و علاقه‌ت به برادرزاده‌ات رو هم درک می‌کنم.

234
00:18:16,250 --> 00:18:19,600
‫من این اتفاق رو یه کار
‫خودسرانه از سمت اونا در نظر می‌گیرم،

235
00:18:19,600 --> 00:18:20,810
‫و قضیه رو همین‌جا تموم می‌کنم.

236
00:18:20,810 --> 00:18:22,900
‫از درک و شعورتون ممنونم.

237
00:18:22,900 --> 00:18:25,550
‫اعلیحضرت، پس اجازه دارم که...

238
00:18:25,550 --> 00:18:28,930
‫بسیار خب، به عنوان پاداشی
‫برای وفاداری دوک،

239
00:18:32,350 --> 00:18:34,810
‫من شخصاً زحمت پاکسازی
‫این افراد رو براتون می‌کشم.

240
00:18:35,090 --> 00:18:35,830
‫باروف.

241
00:18:35,830 --> 00:18:37,190
‫بله، اعلیحضرت.

242
00:18:37,190 --> 00:18:39,700
‫وایپر، شوالیه‌ای از دژ لانگ‌سانگ،

243
00:18:39,700 --> 00:18:43,140
‫به همراه کیلز مده، معروف به
‫اسکارفیس، نگهبان شهر مرزی،

244
00:18:43,140 --> 00:18:45,310
‫هم‌رزم خودشون رو به قتل رسوندن،
‫به قصر نفوذ کردن،

245
00:18:45,310 --> 00:18:48,300
‫و قصد ترور شاهزاده چهارم
‫از پادشاهی گری‌کسل رو داشتن.

246
00:18:48,300 --> 00:18:49,560
‫مدارک هم کاملاً محکمه‌پسنده.

247
00:18:50,040 --> 00:18:52,560
‫حکم: اعدام با طناب دار،
‫که باید فوراً اجرا بشه.

248
00:18:52,860 --> 00:18:54,890
‫طـ-طناب دار؟

249
00:18:54,890 --> 00:18:56,270
‫ایـ-این که...

250
00:18:59,910 --> 00:19:01,560
‫امـ-اما، اعلیحضرت،

251
00:19:01,560 --> 00:19:02,910
‫به نام خدا،

252
00:19:02,910 --> 00:19:05,390
‫جرائم اشراف می‌تونه بخشیده بشه.

253
00:19:07,770 --> 00:19:10,060
‫اگه اراده‌ی خدا بر بخشش اوناست،

254
00:19:10,940 --> 00:19:13,060
‫پس منم می‌فرستمشون تا با خدا ملاقات کنن.

255
00:19:14,300 --> 00:19:15,060
‫چـ-چی...

256
00:19:15,060 --> 00:19:18,050
‫ضمناً، تو به عنوان قاضی این شهر،

257
00:19:18,050 --> 00:19:19,640
‫باید اونجا حضور داشته باشی،

258
00:19:19,640 --> 00:19:21,780
‫و شاهد اجرای عدالت قانون باشی.

259
00:19:27,500 --> 00:19:31,520
‫امروز، ما دو تا مجرم
‫خطرناک رو اعدام کردیم.

260
00:19:31,520 --> 00:19:33,980
‫دیشب،
‫اونا قصد ترور منو داشتن،

261
00:19:33,980 --> 00:19:35,690
‫و با آدم‌هاشون ریختن تو انبار،

262
00:19:35,690 --> 00:19:38,080
‫تا تمام آذوقه‌ی زمستونی
‫مردم رو بسوزونن.

263
00:19:38,080 --> 00:19:40,900
‫خوشبختانه، برایان و گری‌هوند
‫به موقع متوجه‌شون شدن.

264
00:19:40,900 --> 00:19:42,810
‫به لطف مقاومت شجاعانه‌ی اونا،

265
00:19:42,810 --> 00:19:45,360
‫انبارهای غذای ما نابود نشد.

266
00:19:45,360 --> 00:19:47,740
‫اما، یکی از اونا به شدت مجروح شد،

267
00:19:47,740 --> 00:19:50,700
‫و اون یکی هم قهرمانانه
‫تو درگیری جونش رو فدا کرد.

268
00:19:50,700 --> 00:19:52,960
‫بعضی مرگ‌ها مثل پر سبکن،

269
00:19:52,960 --> 00:19:55,550
‫در حالی که بعضی دیگه مثل کوه سنگینن.

270
00:19:55,550 --> 00:19:57,210
‫آدمای شرور به شدت مجازات شدن.

271
00:19:57,210 --> 00:20:01,100
‫فداکاری قهرمان‌های ما لایق
‫احترام و سوگواریه.

272
00:20:01,100 --> 00:20:03,330
‫من به هر دو قهرمان مقام شوالیه‌گری می‌دم،

273
00:20:03,330 --> 00:20:07,090
‫و یه مراسم خاکسپاری باشکوه برای آقای گری‌هوند برگزار می‌کنم.

274
00:20:24,300 --> 00:20:25,170
‫ممنون.

275
00:20:25,760 --> 00:20:27,070
‫این دفعه یه دونه بهت بدهکار شدم.

276
00:20:27,730 --> 00:20:29,390
‫اگه غذاها می‌سوخت،

277
00:20:29,390 --> 00:20:31,320
‫واقعاً نمی‌دونستم باید چه خاکی تو سرم بریزم.

278
00:20:31,840 --> 00:20:32,960
‫چیزی نیست.

279
00:20:32,960 --> 00:20:34,600
‫من که اینجا تلپ شدم.

280
00:20:34,600 --> 00:20:36,060
‫کمک به تو، کمک به خودمم هست.

281
00:20:36,600 --> 00:20:38,290
‫فکر نمی‌کردم این‌قدر ماهر باشی.

282
00:20:38,290 --> 00:20:40,200
‫کارتر امروز حسابی سین‌جیمم کرد،

283
00:20:40,200 --> 00:20:42,870
‫می‌پرسید نکنه یواشکی یه
‫استاد مرموز استخدام کردم.

284
00:20:42,870 --> 00:20:43,640
‫تو چی گفتی؟

285
00:20:44,000 --> 00:20:47,400
‫گفتم این استاد مرموز
‫هنوز نمی‌تونه خودشو نشون بده.

286
00:20:47,400 --> 00:20:49,140
‫وقتش که برسه، بهش می‌گم.

287
00:20:51,260 --> 00:20:53,700
‫من از شوالیه‌ی ارشدت قوی‌تر نیستم.

288
00:20:53,700 --> 00:20:57,310
‫این فقط یه ترفند کوچیک دفاع‌شخصیه
‫که جادوگرا بلدن.

289
00:20:58,850 --> 00:21:01,520
‫ممکنه تو آینده بازم
‫از این اتفاقا بیفته.

290
00:21:02,220 --> 00:21:04,920
‫نظرت چیه بمونی
‫و محافظ شخصی من بشی؟

291
00:21:04,920 --> 00:21:06,810
‫ماهی دو تا سکه طلا بهت می‌دم.

292
00:21:06,810 --> 00:21:08,610
‫پنج روز کار، دو روز تعطیل.
‫مرخصی سالانه با حقوق. چطوره؟

293
00:21:08,610 --> 00:21:11,060
‫ها؟ مرخصی سالانه با حقوق؟

294
00:21:12,980 --> 00:21:15,400
‫یعنی هر سال چند روز بهت فرصت می‌دیم

295
00:21:15,400 --> 00:21:17,100
‫تا استراحت کنی و حقوقت رو هم بگیری.

296
00:21:22,180 --> 00:21:24,100
‫من که نمی‌فهمم چی داری می‌گی.

297
00:21:24,700 --> 00:21:28,770
‫اعلیحضرت، امروز اون دو نفر رو
‫به نام خدا اعدام کردید.

298
00:21:28,770 --> 00:21:31,600
‫اونا شوالیه و از اقوام اشراف‌زاده‌ها بودن.

299
00:21:33,200 --> 00:21:35,800
‫با این حال، شما با
‫نجات دادن آنا و محافظت از نانا،

300
00:21:35,800 --> 00:21:38,100
‫از اراده‌ی خدا سرپیچی کردید.

301
00:21:38,680 --> 00:21:42,180
‫خدا دقیقاً برای شما چه معنی‌ای داره؟

302
00:21:43,750 --> 00:21:45,420
‫این خدا نیست که جادوگرا رو شکار می‌کنه،

303
00:21:45,420 --> 00:21:46,450
‫این کارِ کلیساست.

304
00:21:47,250 --> 00:21:49,110
‫هم من می‌دونم هم تو که
‫جادوگرا بی‌گناهن.

305
00:21:49,110 --> 00:21:50,780
‫واسه همینم نجاتشون دادم.

306
00:21:50,780 --> 00:21:52,770
‫چه شوالیه باشن چه اشراف‌زاده،

307
00:21:52,770 --> 00:21:54,240
‫جرم، جرمه،

308
00:21:54,240 --> 00:21:55,970
‫و باید مجازات بشن.

309
00:21:56,370 --> 00:22:00,100
‫فرقش تو اینه که قانون برای محافظت
‫از چه کسایی وضع شده.

310
00:22:02,020 --> 00:22:03,840
‫تو طول تاریخ،

311
00:22:03,840 --> 00:22:06,240
‫مردم چقدر خدایان مختلف
‫رو پرستش کردن؟

312
00:22:06,240 --> 00:22:09,350
‫و چقدر ظلم و ستم به اسم
‫خدایان انجام شده؟

313
00:22:09,840 --> 00:22:13,390
‫من فقط کاری رو می‌کنم که باور دارم
‫برای مردمم درسته.

314
00:22:14,510 --> 00:22:17,390
‫من معتقدم که یه خدای واقعی
‫می‌تونه کارای منو درک کنه.

315
00:22:18,150 --> 00:22:19,600
‫اگه نتونه منو درک کنه،

316
00:22:20,480 --> 00:22:21,960
‫پس اون خدا نیست.

317
00:22:31,020 --> 00:22:31,770
‫گری‌هوند...

318
00:22:32,670 --> 00:22:33,950
‫اومدم بهت سر بزنم.

319
00:22:35,780 --> 00:22:37,290
‫به آرزوم رسیدم.

320
00:22:37,770 --> 00:22:39,680
‫بعد از ماه‌های اهریمن،

321
00:22:39,680 --> 00:22:42,860
‫شاهزاده چهارم برام یه مراسم
‫شوالیه‌گری برگزار می‌کنه.

322
00:22:44,270 --> 00:22:46,980
‫راستی،
‫تو هنوز اینو نمی‌دونی.

323
00:22:46,980 --> 00:22:50,570
‫اعلیحضرت بهم گفت که یه جادوگر
‫با قدرت‌های جادوییش نجاتم داده.

324
00:22:53,440 --> 00:22:56,460
‫همین‌طور گفت که جادوگرا هم به ما ملحق می‌شن

325
00:22:56,460 --> 00:22:58,870
‫تا از شهر مرزی در برابر
‫جانوران اهریمنی محافظت کنیم.

326
00:22:59,540 --> 00:23:03,000
‫من شمشیرم رو دستم می‌گیرم
‫تا از این شهر دفاع کنم،

327
00:23:03,000 --> 00:23:04,620
‫به خاطر جفتمون.

328
00:23:06,520 --> 00:23:09,070
‫پس، خدانگهدار،

329
00:23:10,330 --> 00:23:11,530
‫دوست من.

